یادداشتی به مناسبت ۲۷مین سالگرد هفت تن از حافظان و مربیان مهد قرآن کریم استان قم

بیست‌وهفتمین سالگرد عروج حافظان و مربیان مهد قرآن کریم استان قم، فقط یادآور یک حادثه‌ی تلخ در ۲۱ شهریور ۱۳۷۸ نیست.
به گزارش پایگاه خبری رهپویان قم،حسین کبابی، ༻﷽༺ روح‌الله؛ حافظی که قرآن را فقط حفظ نکرد! بیست‌وهفتمین سالگرد عروج حافظان و مربیان مهد قرآن کریم استان قم، فقط یادآور یک حادثه‌ی تلخ در ۲۱ شهریور ۱۳۷۸ نیست؛ یادآور نسلی است که قرآن را در کنار، مسجد، هیئت، نماز، بسیج، محبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام، امام راحل و شهدا زندگی می‌کرد؛ روح‌الله قادری یکی از همان جوان‌ها بود؛ حافظ ۱۵ جزء و مربی قرآن که شاید مهم‌ترین ویژگی‌اش این بود که قرآن برای او، از صفحه مصحف فراتر رفته و به سبک زندگی تبدیل شده بود.
یادداشتی از حجت‌الاسلام احمد قادری به مناسبت بیست‌و‌هفتمین سالگرد عروج ۷ تن از حافظان و مربیان استان قم بعضی آدم‌ها را نمی‌شود با یک عنوان معرفی کرد؛ نمی‌شود گفت «طلبه بود» و تمام؛ نمی‌شود گفت «بسیجی بود» و از کنارش گذشت؛ نمی‌شود گفت «حافظ قرآن بود» و خیال کرد شخصیتش را شناخته‌ایم؛ روح‌الله قادری از آن آدم‌هایی بود که قطعات یک زندگی مؤمنانه را چون: قرآن، ولایت‌مداری، محبت به دیگران، خدمت به شهدا، ساده‌زیستی، طلبگی، هیئت و نماز اول وقت، کنار هم گذاشت تا ساختمانی به بلندای معنویت و عشق به خدا را در زندگی کوتاه خویش بسازد. بیست‌وهفتمین سالگرد عروج او و دیگر حافظان و مربیان مهد قرآن کریم استان قم، فرصتی است برای اینکه یک‌بار دیگر، خاطرات این چهره‌ها را از لابه‌لای آرشیوها بیرون بکشیم و از خودمان بپرسیم: چرا برخی از بهترین الگوهای نسل جوان، این‌قدر زود از حافظه عمومی جامعه کنار می‌روند؟ ۲۱ شهریور سال ۱۳۷۸، کاروان زیارتی مهد قرآن کریم استان قم که از سفر مشهد مقدس باز می‌گشت، در سواحل دریای زاغمرز بهشهر، گرفتار حادثه شد و هفت نفر از حافظان، مربیان و قرآن‌آموزان قمی، از اعماق دریا، به ملکوت آسمان، پرواز کردند.
حجت‌الاسلام غلامعلی شاکری‌نیا، طلبه بسیجی روح‌الله قادری، دانشجوی انقلابی محمدمهدی آیت‌اللهی و چهار نوجوان قرآنی، محمدحسن و محمدحسین میرزابابایی، مهدی مرادی و علی چراغی. اما قصه روح‌الله، از روز حادثه شروع نمی‌شود؛ قصه از خانه‌ای شروع شد که معطر به رایحه‌ی خوش قرآن کریم بود؛ روح‌الله حدود دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دی‌ماه ۱۳۵۹ در خانواده‌ای روحانی و شهیدپرور در قم به دنیا آمد؛ خانواده‌ای که ارادت ویژه‌ای به امام خمینی(ره) داشتند و نام «روح‌الله» را نیز از همین ارادت برای او انتخاب کردند؛ او در خانه‌ای رشد کرد که قرآن فقط یک کتاب در قفسه نبود؛ پدر، قرآن را تلاوت می‌کرد و صدای آیات از همان کودکی با گوش و جان او آشنا بود.
حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ عبدالجواد قادری، پدر روح‌الله که خود اهل انس با کلام وحی است روایت می‌کند که روایت زندگی‌ فرزندش، یک نکته عجیب و در عین حال معنادار دارد: روح‌الله حتی پیش از آنکه تکلمش کامل شود، بخشی از آیات قرآن را به حافظه سپرده بود؛ این یعنی قصه او با قرآن از «حفظ کردن» آغاز نشد، از «انس» آغاز شد. سال‌ها بعد، این انس کودکانه به یک مسیر جدی تبدیل شد، روح‌الله همیشه قرآن مخصوص حفظ خود را همراه داشت و از سال ۱۳۷۷ در کلاس‌های حفظ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدمهدی طباطبایی (پدر گرامی محمدحسین طباطبایی نابغه قرآنی قرن) در رواق دارالتلاوه مسجد اعظم شرکت کرد و مهم‌تر آنکه خودش نیز همزمان مربی قرآن شد.
اینجا شاید باید در تعریف «حافظ قرآن» کمی تجدیدنظر کنیم؛ حافظ قرآن کسی نیست که فقط بخش مشخصی از کلام خدا را در حافظه‌ی ذهنی خود جای داده باشد؛ بلکه حافظ قرآن، اگر قرار است الگو باشد، باید قرآن را از حافظه به رفتار منتقل کند؛ و آقا روح‌الله، دست‌کم در روایت‌هایی که از زندگی کوتاهش به جا مانده، چنین تصویری دارد.
🔹وقتی آیه، زندگی می‌شود او طلبه بود؛ اما طلبگی را از زندگی جدا نمی‌کرد؛ در سال اول طلبگی، در حوزه علمیه شهید آیت الله صدوقی قم تحصیل می‌کرد و همزمان بسیجی فعال و مربی قرآن بود؛ او در واحد فرهنگی مسجد مقدس جمکران نیز خدمت می‌کرد و شب‌های جمعه را تا صبح در آن فضای معنوی، به خدمت می‌گذراند. روح‌الله اهل هیئت بود؛ اما هیئت برایش صرفاً حضور در یک مراسم نبود؛ دلداده امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام بود و برای حضور در مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام لحظه‌شماری می‌کرد و خودش نیز در برپایی این مجالس نقش داشت.
🔹تقید به نماز اول وقت نماز اول وقت برای روح‌الله یک شعار نبود؛ بلکه از عمق وجود به آن اعتقاد داشت؛ در روز خرید حلقه‌ی ازدواجش که طبیعتا باید یکی از شیرین‌ترین روزهای زندگی‌اش باشد، با شنیدن صدای اذان، خرید را رها کرد و در همان بازار، به نماز ایستاد؛ این شاید یکی از زیباترین نشانه‌هایی باشد که قرآن در زندگی او فقط در حافظه نمانده بود.
🔹روح‌الله، اهل ولایت و مانوس با شهدا او در خانواده‌ای بزرگ شده بود که با جریانات انقلاب و دفاع مقدس همراه بود؛ دو عموی او، سردار شهید محمود قادری و بسیجی شهید محسن قادری، به شهادت رسیده بودند و این نسبت خانوادگی با شهادت، در زندگی او به یک دلبستگی عمیق تبدیل شده بود؛ در روزهای پایانی عمر کوتاهش نیز، پیراهن دو عموی شهیدش را به مادر سپرد و خواست حرمت آنها حفظ شود؛ این جزئیات، کوچک‌ هستند؛ اما اتفاقاً شخصیت انسان را همین جزئیات می‌سازند.
چرا امروز باید روح‌الله‌ها را دوباره معرفی کنیم؟ اینجا قصه از یک سالگرد شخصی فراتر می‌رود؛ اگر جامعه‌ی ما برای معرفی الگوهای قرآنی خود کوتاهی کند، طبیعی است که نسل جدید، الگوهایش را از شخصیت‌ها و فرهنگ‌های دیگری انتخاب کند؛ خبرگزاری قرآنی ایکنا چند سال پیش در گزارشی درباره همین حافظان عروج‌یافته‌ی قم، از «کم‌لطفی» رسانه‌ای و فرهنگی نسبت به این چهره‌ها انتقاد کرده و تأکید کرده بود که جامعه، به الگوهایی نیاز دارد که مسیر را به جوانان نشان دهند؛ این حرف هنوز هم تازه است.
🔹تکریم حافظان قرآن را به بعد از رفتنشان موکول نکنیم روح‌الله قادری و دوستانش امروز نیستند که از آنها تجلیل کنیم؛ اما هنوز صدها و هزاران مربی و حافظ قرآن در مساجد، مدارس، حوزه‌ها و مؤسسات قرآنی کشور مشغول فعالیت‌اند؛ تکریم حافظان و مربیان قرآن نباید فقط یک مراسم، لوح تقدیر یا برنامه مناسبتی باشد؛ باید آنان را دید، روایت کرد، حمایت کرد و برایشان جایگاه اجتماعی ساخت. حقیقت این است که مربی قرآن، فقط معلم روخوانی و حفظ نیست؛ او می‌تواند سال‌ها با یک کودک و نوجوان کار کند و آرام‌آرام شخصیت او را با قرآن پیوند بزند و حفظ قرآن نیز اگر با انس و تدبر و عمل همراه شود، فقط تقویت حافظه نیست؛ می‌تواند زمینه‌ای برای انس پایدار با کلام الهی، تدبر بیشتر در آیات و شکل‌گیری رفتار و سبک زندگی قرآنی باشد.
امروز، بیست‌وهفت سال از آن حادثه می‌گذرد؛ روح‌الله و ۶ همراه قرآنی‌اش در دریای زاغمرز ماندند، اما سؤالشان هنوز برای ما باقی است: اگر قرآن قرار است در جامعه زنده باشد، چه کسی قرار است آن را در زندگی نسل بعد جاری کند؟ شاید پاسخ، همان طلبه جوانی باشد که یک روز صدای اذان را شنید، خرید حلقه ازدواجش را رها کرد و همانجا به نماز ایستاد؛ همان جوانی که قرآن را حفظ کرد، آموزش داد و با آن زندگی کرد.
امروز شاید بهترین بزرگداشت ۲۷ سالگی عروجش این باشد که روح‌الله‌ها را تا وقتی زنده‌اند بشناسیم، حافظان و مربیان قرآن را تا وقتی در میانمان هستند تکریم کنیم و نگذاریم چهره‌های قرآنیِ این سرزمین، فقط بعد از رفتنشان به یادمان بیایند.
پایان پیام/