عظمت انقلاب در احیای اسلام، اندیشه ناب مهدویت و تجدید حیات حوزه های علمیه و روحانیت است
به گزارش پایگاه خبری رهپویان قم،حسین کبابی:، آیتالله محمدجواد فاضل لنکرانی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دیروز در مراسم با شکوه عمامهگذاری طلاب حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) شهرستان بناب، که همزمان با ایام جشن نیمه شعبان و دهه مبارک فجر با حضور ائمه جمعه و نماینده ولیفقیه در استان آذربایجان شرقی و مردم ولایت مدار و انقلابی برگزار شد.
متن سخنرانی حضرت آیت الله فاضل لنکرانی در مراسم جشن نیمه شعبان وعمامه گذاری فضلای حوزه علمیه بناب
بسم الله الرحمن الرحیم
«السلام علیک یا بقیة الله فی أرضه، السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده، السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه»
میلاد منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله الاعظم، قطب عالم امکان، خاتم الاوصیاء امام زمان (عج) را خدمت همه مسلمانان، شیعیان و شما مردم متدین، ولایی و انقلابی بناب و همچنین روحانیت معظّم حاضردر مجلس تبریک عرض میکنم.
در این جلسه پیرامون سه موضوع باید مطالبی را عرض کنم، نکته اول در مورد دهه فجر انقلاب اسلامی است، در طول تاریخ ایران نظیرچنین ایامی که در سال 57 واقع گردید و از آن تعبیر به انفجار نور شد وجود ندارد. ایران در آن دهه مبارک مملو از عنایات الهی و مظهر تجلی قدرت خدا شد، قلوب مردم قلبهایی مطمئن به وعده الهی شد و با اراده ای راسخ گوش به فرمان امام خمینی دادند و در مقابل طاغوت زمان ایستادند و بساط ننگین حکومت او را از این کشور برچیدند. تاریخ و آیندگان باید در مورد حرکتی که مردم غیور ما در دهه فجر انقلاب و بعد از آن برای حفظ این انقلاب و استمرار آن انجام دادند مفصل قلمفرسایی کند. مردم ایران پای دین ایستادند و برای ایجاد حکومت خدا به میدان آمدند، از جان خود و فرزندانشان گذشتند و حق بزرگی بر دین خدا پیدا کردند. گرچه همه ما مدیون دین خدا ومدیون انبیای الهی وائمه معصومین علیهم السلام هستیم ولی مردم ما فداکاری بزرگی کردند که در تاریخ اسلام نظیر نداشت.
روایتی را امروز در جمع طلاب خواندم که می فرماید در آخرالزمان مردمی خواهند آمد که از نظر ایمان عجیبترین مردم دوران هستند «اعجب ایماناً» واز جهت یقین به خدا و قیامت ویقین به هدف بسیار با عظمت هستند«اعظم یقینا» . این انقلاب حیات جدیدی به اسلام بخشید، امام خمینی واقعاً اسلام را احیا کرد، اسلامی که 1400 سال در زیر یوق حکومتهای به ظاهر اسلامی اما در باطن کفر و شرک قرار داشت، اما امام آمد حقیقت اسلام را احیا کرد به این معنا که اسلام را از حلقوم مدعیان دروغین اسلام بیرون آورد و به دنیا اعلام کرد که اسلام ناب این است. به دنیا اعلام کرد که دین تنظیم کنندهی همه امور بشر است. به دنیا اعلام کرد که جوان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی اگر پای دین بایستد میتواند در مقابل بزرگترین قدرتهای دنیا مقاومت کند. این خاصیت دین است. دینی را که فقط یک نگاه بسیط محدود فردی به آن می شد وفقط با یک اعمال و مناسک ظاهری مثل نماز و روزه و حج شناخته می شد،امام تبدیل به دینی کرد که می گوید نگذارکفار بر تو حکومت کند، دین یعنی این آیه قرآن« لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»، بله نماز و روزه و حج هم ضمن این دین هست اما اساس دین این است که خدا در قرآن میفرماید: ای مسلمانان اگر زیر بار کفار بروید شما هم داخل درکفار میشوید. چه تهدیدی از این بالاتر که خدا در سوره مائده به مسلمانان میفرماید: اگرولایت کفار را بپذیرید و بگویید ما مسلمانیم اما اشکالی هم ندارد که حاکم ما کافر باشد یا دست نشاندهی کافری باشد که به امر و نهی او امور ما را تنظیم کند، در این صورت شما هم از کفار میشوید! امام آمد دین را احیا کرد و فرمود باید منابع، معادن،امکانات کشور اسلامی برای مردم و جوانان آن باشد، امام فرمود مسلمانها باید در علم از همه دنیا بیشتررشد کنند. دنیای غرب و کفار جلوی رشد این کشوروجلوی رشد مسلمین را گرفته بودند اما امروز استعداد جوان ایرانی به برکت انقلاب شکوفا شده، این مطالبی که گاهی هم رهبری معظم انقلاب با اطلاع دقیق و بدون هیچ کم و زیاد در مورد پیشرفتهایی که در مسائل علمی شده بیان می فرمایند، و ان شاالله در آینده نیزهزاران برابر خواهد شد، همه به برکت این انقلاب بوده است. انقلاب اسلامی یک عنایت و تجلی خاص خدا به مردم ایران بود.
مرحوم والد ما رضوان الله تعالی علیه در ایام دهه فجر انقلاب این آیه را میخواندند: «لقد منّ الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا»، همان طورکه بعثت پیامبر اکرم در میان جاهلیتی که به راحتی دختر را زنده به گور میکرد و هزاران فساد دیگر داشت، یک منّت خیلی بزرگ بود، ایشان میفرمود این انقلاب هم یکی از مصادیق منّت خدا بر ما ایرانیهاست، قدر انقلاب را بدانید. در جهان یک حرکت بزرگ از47سال پیش آغاز شده، میخواهند به خیال خام خودشان، این را ازما بگیرند. مدتها می گفتند شش ماه دیگر تمام میشود، یک سال دیگر تمام میشود، اما مردم ایران ودیانت این مردم را نشناخته اند، این مردمی که درهر خانه و هرفامیل یکی دوجوان فدای این انقلاب کرده، مگر به راحتی دست از این انقلاب برمیدارد؟
ما امروز به دشمن میگوئیم آن روزی که مشاهده کردید چنین مردمی در ایران نیستند به خیال خام خود شاید بتوانید بر این کشور سلطه پیدا کنید ولی تا این مردم آگاه حضور دارند، تا چنین رهبری شجاع، مدیر و مدبر سکان هدایت نظام را به عهده دارد و تا چنین محور بزرگی یعنی دین خدا و مکتب اهلبیت و امام زمان (عج) بر قلبها و فکرها حکومت میکند این انقلاب باقی است.
مطلب دوم قضیه مهدویت است، انقلاب ما با مهدویت گره خورده، ولو اینکه از اول این ارتباط وثیق برای خود امام و یارانش روشن بود اما رفته رفته برای همه ملت ما و مردم دنیا نیز روشن شد، انتظار واقعی همین است، ما این همه روایت خوانده بودیم و شما مردم شنیده بودید که پیامبر اکرم 6 فرمود:« افضل اعمال امّتی انتظار الفرج»، یا در بعضی از تعابیر فرموده اند: «افضل العبادة». سؤال این است که انتظار فرج چیست؟ آیا انتظار فرج حرف آن مدعیان دروغین پیروی ازامام زمان است که می گویند باید دست روی دست بگذاریم تاظلم و فساد زیاد شود وامام زمان ظهور کند؟، آیااین حرف با عقل سازگاری دارد؟این حرف با کدام آیه و روایت سازگاری دارد؟ قرآنی که این همه به مؤمنین تاکید میفرماید: زیر بار ظالم نروید، خب زیر بار ظالم نرفتن و تحت حکومت ظالم نرفتن، در یک جاهایی به مقابله و جنگ میانجامد وایستادگی و خون دادن میخواهد، این میشود انتظار الفرج.
مبادا در ذهن جوان مؤمن ما، یک عده القا کنند که انتظار فرج یعنی شما فقط اهل نماز شب باشید و دعای اللهم کن لولیک و اللهم عجل لولیک الفرج را بخواند اما حق ندارید در برابر آمریکا حرفی بزنید؟ این یک تحریف بزرگ در اندیشهی مهدویت و خیانت به امام زمان (عج) است. منتظر واقعی کسی است که حضرت فرمود:ـ توقّع انتظار الفرج لیلک و نهارک»، شب و روزدنبال اصلاح امور باش، انتظار فرج یعنی کسی که منتظر آمدن مصلح است، عقل میگوید اگر تو دنبال آمدن مصلح هستی در درجهی اول خودت را اصلاح کن، در درجه دوم جامعه را اصلاح کن، در درجه بعد به دین عمل کن، اینها میشود انتظار الفرج، این میشود افضل اعمال امّت.
بنده کسی را قویتر از امام خمینی به عنوان منتظر واقعی سراغ ندارم، منتظر واقعی او بود که با تاسیس حکومت اسلامی مهدویت را احیا کرد، اما در مقابل یک گروهی مثل انجمن حجّتیه پیدا شدند که فکرشان این است که اسلام حکومت وسیاست ندارد، یعنی به تو ارتباطی ندارد، نفت تو را چه کسی میبرد؟ چه کسی بر تو حکومت میکند؟ در عربستان و کشورهای اسلامی چه کسی بر مسلمانان حکومت میکند؟ آیااین است معنای مهدویت؟
بله درروایات فرموده اند:« یملؤ الله به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا»، هر چه زمان پیش رود ظلم زیادتر میشود، درچه زمانی کمتر از یک سال سی هزار کودک قتل عام شده؟ در کدام تاریخ؟ در تاریخ بنی امیه، بنی عباس، مغول؟ فقط اسرائیل است که در زمان ما این جنایت را انجام میدهد. ظلم در حال زیاد شدن است ولی به این معنا نیست که من و توی مسلمان هم به ظلم کمک کنیم، دست روی دست بگذاریم و بگوئیم هر کاری میکنند به ما ارتباطی ندارد، از ولادت امام زمان این فکر را یاد بگیریم که مهدویت یعنی چه؟ اندیشهی مهدویت یعنی چه؟ البته در کنار این مسئله ما باید یاد امام زمان باشیم، به بچهها و نسلمان عظمت امام زمان را خوب یاد بدهیم.
یونس بن عبدالرحمن میگوید خدمت امام هشتم علیه السلام رسیدم. وقتی نام مبارک امام زمان را که هنوز به دنیا نیامده بود بردم امام هشتم ایستاد و دست مبارکش را روی سرگذارد و دعا کرد «اللهم عجل فرجه و مخرجه و انصرنا به نصراً عزیزا»، باید این حالات در ما زنده باشد، در خانه و مسجد و در اجتماعات ما، اولاً نام امام زمان را واقعاً زنده کنیم،امام زمانی که غایت رسالت پیامبر اکرم است، امام زمانی که دین به وسیله او کامل میشود. یاد امام زمان را درست و دقیق با اندیشهی واقعی مهدویت عجین کنیم و در خانوادهها و نسل امروز و فردای خود قرار دهیم. همیشه به یاد آن حضرت باشیم، گاهی با خود خلوت کنیم، بگوئیم آقاجان از ما راضی هستی یا نه؟ مبادا با حرف یا کارمان قلب شما را آزرده کرده باشیم، حضرت فرمودند: ما به همه شیعیان احاطه داریم،من میان شما هستم، خوشیها و ناخوشیها و همه امور شما را میبینم، او احاطه به قلوب ما دارد، نه فقط به ظاهر ما، او امام و حجت حیّ خداست، تمام برکات عالم، اگر آسمان برافراشته است و اگر زمین ثبات دارد به برکت وجود آن حضرت است، لقمهای که میخوریم، آبی که مینوشیم، بدانیم از صدقه سرآن وجود مبارک است، اینها را کاملاً توجه داشته باشیم.
مطلب سوم؛ در مورد معمّم شدن عدهای از فضلای ارزندهی حوزه علمیه بناب است، اولاً من باید به مردم شهربناب و استان آذربایجان وجود این حوزه مقدسه را تبریک بگویم، نه فقط به آذربایجان بلکه به حوزه علمیه ومراجع عظام قم تبریک عرض کنم. حوزهای که با اخلاص و درایت وتدبیر حدود 50 سال از عمرش میگذرد و امروز یکی از بهترین حوزههای علمیه ایران و بلکه غیر ایران است، من سراغ ندارم حوزهای را که این مقدار فضلای ارزنده با اساتید و طلاب فاضل تحویل مکتب اهلبیت علیهم السلام داده باشد، واقعاً جای تبریک دارد. اگر بخواهندنام بناب را ثبت کنند باید به نام حوزه درخشانش ثبت کنند نه چیزهای دیگر! ارزش بناب بالاتر از این مسئله است.
من تقدیر میکنم از مرحوم آیت الله بنابی رضوان الله علیه و فرزندان بزرگوارش که هر کدام علمی برای اسلام و آیتی در اداره این حوزه هستند که اینقدر رونق دارد و پابرجاست.
مردم، اگر میخواهید دراین زمانی که صدها گروه در تلاش هستند که به اسم اسلام مطالب انحرافی به خورد جوانان ما دهند، در فضای مجازی میگویند لازم نیست نماز بخوانید همین که دستهایتان را روی هم بگذارید و به یک جا نگاه کنید این عبادت خداست، غلط میکنی! عبادت را خود خدا معین کرده که صبح و ظهر و عصر و … چه جور باشد، میخواهند دین را از من و شما بگیرند، اگر میخواهید دین باقی بماند کما اینکه تا به حال باقی مانده، حوزهها را تقویت کنید، فرزندان با استعداد خودتان را روانه حوزهها کنید وسرباز امام زمان قرار بدهید، هم از جهت علمی و هم از جهت دنیوی و اخروی، با هیچ کار دیگر قابل مقایسه نیست. خدا در قرآن نمیگوید که چرا یک عده از مردم نمیروند پزشک شوند تا بیماران را مداوا کنند، اما میگوید چرا یک عده از مردم نمیآیند مدینه پیش رسول خدا تفقه در دین کنند و آن را یاد بگیرند؟ بعد نزد مردم برگردند و دین را به خانواده و مردم خودشان بگویند، این کلام قرآن است. به دستور قرآن عمل کنید وحوزههای علمیه را با فرستادن فرزندان با استعداد خودتان تقویت کنید.
طلبه اگر طلبهی واقعی باشد هر روزش یک تولد جدید است، هر روزش اوج و تکامل دارد و هزاران باب از حقایق علم به روی او باز میشود که طلبه دنبال آن است.
شما دیدید در این فتنههای اخیر دشمن روی دو مسئله تمرکز کرد، یکی مسئله حجاب بانوان که دنبال این است چادر را از بانوان ما جدا کند، اگر به شما بگویم هزاران میلیارد کم گفتم، بگویم یک کشور و دهها دولت کم گفتم، همه بسیج شدند، آمریکا و اروپا و … بسیج شدند تا با این حجاب مخالفت کنند وزن مسلمان را برهنه و عریان کنند و ارزش انسانی او از بین برود، اگر زن حجاب نداشته باشد آیا فرزند پاک و قابل اعتماد در دامن خودش پرورش میدهد؟ توطئه دیگرشان این بود که با عمامه مخالفت کنند، شروع کردند در بعضی از خیابانها به عمامه پرانی، بعضی از روحانیون را مورد ضرب و شتم قرار دادند، البته افراد متدین این کار را نکرده و با برنامه دشمن بوده. البته اززمانی که مسئلهی عمامه پرانی واقع شد آمار معمم شدن طلاب به نحو فزایندهای بالا رفت، اگرقبل ازآن در دفترما در قم پنج نفر در یک مناسبتی برای معمم شدن ثبت نام م کردند اما بعد از بعد از آن نعدادش به شصت نفررسیده، و در دفتر مراجع دیگر هم همینطور، این استقامت روحانیت است.
ما معتقدیم این عمامه سلطان الله است، این حرف من نیست بلکه پیامبر فرموده، عمامه به این معناست که من تحت سلطنت خدا هستم و هیچ موجود دیگری بر من سلطنت ندارد، آیا تربیت چنین انسانهایی ارزش ندارد، یک آدمی در جامعه داشته باشید که وقتی می خواهید دین خود را از او یاد بپرسید بلرزد که مبادا کم و زیاد بگویم.
مرحوم آیت الله العظمی بروجردی رضوان الله علیه (به نقل از مرحوم والد ما) جواب یک مسئله شرعی را چندین بار مینوشت و دوباره آنرا اصلاح میکرد، گاهی هم یکی دو هفته طول می کشد آن هم با آن قدرت فقهی که داشت، میفرمودند گاهی نیز پیش می آمدکه جواب نامه را مینوشتند پاکت میکردند و به پست میانداختند و بعد میفرمود بروید به پست خانه بگوئید که این نامه را برگردانند تا یک کلمه به آن اضافه کنم، دین یعنی این، طلبه یعنی اینکه وقتی یک بازاری، یک طبیب،یک مهندس، یک زن یا مرد، از او سوال میپرسد خیالش راحت باشد که او حرف خدا را میزند و حق ندارد از پیش خودش حرف بزند، این میشود طلبه و روحانی.
امروز بحمدالله جمعی از فضلای این حوزه مبارکه میخواهند معمم شوند و این هم بر افتخارات این حوزه می افزاید.
خداوند ما را موفق به فهم دین و عمل به دین و دفاع از دین بفرمایید.

ارسال دیدگاه